خواجه نصير الدين الطوسي
62
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
فصل « 1 » در عيوب زمرّد يك نوع اختلاف لون باشد ديگر آنكه جوهرى غريب « 2 » در اصل فطرت با آن آميخته باشد ، چون سنگى يا ريگى - و بسيار باشد كه جوهرى مثل جوهر طلق با او آميخته باشد . مثل غمامهاى كه در جوهر ياقوت باشد ، در جوهر زمرّد نيز باشد . و باشد كه سياهى تيرهرنگ در « 3 » در بعضى از اجزاء يك پاره « 4 » زمرّد باشد . و در زمرّد ثقب و حرمليّات « 5 » 13 چنان كه در ياقوت ، بسيار افتد « 6 » . و ديگر نوعى است كه در زمرّد عيب است كه آن را سوختگى گويند . از روى اصطلاح « 7 » حكّاكان آن « 8 » عيب از همه عيوب « 9 » زيادت باشد . و جملهء عيوب سبب نقصان قيمت باشد . و اگر بر روى زمرّد اندك مايهء سفيدى باشد مثل نمك قدرى نيل را بر روغن « 10 » خوش بجوشانند ، و در آن نمك مالند ، ناپيدا شود . و همچنين در جملهء وصلها و درزها مالند . فصل « 1 » در اخبار و حكايات زمرّد ابو ريحان آورده است كه من در دست ساقيى [ در ] مجلس مأمون خوارزمشاه 14 مشربهاى ديدم از زمرّد ، بر مثال « 11 » كفّهء ترازو . و چنين گفتند « 12 » كه از خزانهء « 13 » سامانيان بود . در آن حال كه ملك در اضطراب افتاده بود ، اين مشربه بخوارزم افتاد به مبلغ يكهزار « 14 » دينار خريده بودند ، امير المؤمنين « 15 » منصور « 16 » خليفه را نگينى بود [ ه است ] از زمرّد به وزن
--> ( 1 ) - ع : سخن ( 2 ) - كلمهء ( غريب ) فقط در ع : است ( 3 ) - ب : و در ( 4 ) - ب : بكناره ( 5 ) - ع : جرمليات ( 6 ) - ع : افتد - نسخ ديگر : باشد ( 7 ) - ب : اصلاح ( 8 ) - ع : و آن ( 9 ) - كلمهء ( عيوب ) فقط در ع : است ( 10 ) - ب : بروغن ( 11 ) - ( بر مثال ) در م : نيست ( 12 ) - ع : گفتند - نسخ ديگر : گفتهاند ( 13 ) - م : خزينه ( 14 ) - ج ، ن ، م : بهزار - ب : هزار - كلمهء ( مبلغ ) جز در ع : در نسخ ديگر نيست ( 15 ) - ( امير المؤمنين ) فقط در ع : است ( 16 ) - ج ، ن : و منصور .